مرتضى مطهرى
60
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نقش نابغه در حركت تاريخ مقصود مؤلف از « نابغه » غير از كسى است كه يك شخصيت اجتماعى مهم است . مثلًا نمرود را نمىشود نابغه شمرد . مقصودش از نابغه ، افراد استثنائى هستند كه داراى يك فكر و هوش و ارادهء خارق العاده هستند . حال همين نظريهء نوابغ را درست تحليل كنيم كه آن كسى كه روى نوابغ نظر داده مقصودش چيست ؟ يك وقت هست ما به اين شكل مىگوييم كه اساساً تاريخ را نوابغ به حركت درآوردهاند و حتى جهت تاريخ را هم آنها انتخاب كردهاند و هرطور كه دلشان خواسته تاريخ را ساختهاند ، انديشه و فكر آنها بوده كه جامعهء بشرى اين طورى كه هست باشد و همانها بودهاند كه تاريخ را ساختهاند ، معمارهاى اين ساختمان بزرگ همان يك عده مردم نابغه بودهاند ، در هر ملتى يك يا چند نابغه وجود دارد كه تاريخ آن ملت را آنها نوشتهاند ، مثلًا فرانسه را ناپلئون ساخته ، روسيه را لنين به وجود آورده و ساختهء دست لنين است ، به اين معنا كه اگر لنين نبود روسيهاى نبود و هر ملت ديگرى همينطور است . اين نظريه به اين شكل على الظاهر يك نظريهء غلطى است كه نوابغ تا اين مقدار مؤثر باشند كه همه چيز را آنها انتخاب كرده باشند حتى جهت تاريخ را ، يعنى اگر مىخواستند تاريخ را در جهت ديگرى ببرند در آن جهت برده بودند . اينطور كه نيست . يك وقت هست كه كسى مىگويد نوابغ مؤثرند به معناى اين كه همهء افراد بشر مؤثرند ، شريك در اجتماع هستند ، ولى افراد در يك سطح نيستند ، بعضى افراد كه استثنائى هستند در سطح بالايى هستند ؛ و در عين حال نمىخواهد تأثير تودهها را نفى كند ، و همچنين نمىخواهد بگويد انتخاب جهت تاريخ با آنهاست بلكه مىخواهد بگويد آنها نبوغشان به خاطر اين است كه طبيعت را [ بهتر از ديگران شناختهاند . ]